شاید تعجب کنید و بگویید ضرب المثل و محرم چه ربطی بهم دارند!
اما من چند نمونه را برایتان ذکر می کنم
و اگر شما هم نمونه ای را دارید در قسمت نظرات قرار دهید.
دنيايش مثل آخرت يزيد است
آخرت
يزيد، به سبب پديد آوردن واقعة عاشورا ، با دردناكترين مجازاتها همراه
است. اين مثل به گذراندن زندگي با سختي و بدبختي اشاره دارد. گونه هاي
ديگر آن عبارتند از:
الف) دنياي ما بدتر از آخرت يزيد است.
ب) عاقبتش مثل عاقبت يزيد شده است.
------------------------------------------------------------------------
مثل مادر وهب
وهب
يكي از دلاوران كربلا بود كه به دست سپاه يزيد به شهادت رسيد. مادرش زني
بسيار شجاع بود. او از شدت خشم، عمود خيمه را كشيد، به ميدان رفت و قاتل
پسرش را با يك ضربه به قتل رساند. مثل بدين واقعه نظر دارد و براي بيان
شجاعت ، زبان آموزي، ايثارگري و ارادت به اهل بيت (ع) به كار ميرود.
------------------------------------------------------------------------
آش يزيد را ميخوري و براي امام حسين(ع) سينه ميزني؟
خطاب به كسي گفته ميشود كه در ظاهر ادعاي دوستي ميكند و در نهان دشمني ميورزد. اين مثل با مثلهاي زير هم معناست:
الف) نماز علي را ميخواند و پلوي معاويه را ميخورد.
ب) هم طبال يزيد است و هم علم دار حسين(ع)
------------------------------------------------------------------------
ما اهل كوفه نيستيم، امام تنها بماند.
تناقض در
رفتار ، نيرنگ و تزلزل، سركشي در برابر فرمانروايان، فرصت طلبي، اخلاق
ناپسند، آزمندي و شايعه پذيري بخشي از ويژگيهاي مردم كوفه است. امام
علي(ع)، امام مجتبي (ع)، مسلم بن عقيل و سيدالشهدا(ع) هر يك به گونهاي
بيوفايي و سست عهدي كوفيان را تجربه كردند.
اين عبارت از شعرهاي مردم ما است و در زمان انقلاب و جنگ تحميلي زياد به
كار برده ميشد.
------------------------------------------------------------------------
هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله!
اين مصرع
كه در چاووش خوانيهاي مسافران كربلا خوانده ميشد، از خطبه امام حسين
(ع) هنگام خروج از مكه برگرفته شده است. حضرت در آن موقعيت فرمود: «هر كه
ميخواهد خون خود را در راه ما نثار كند و آماده حركت است، همراه ما در
مسير كوچ گام نهد.
اين مثل به زيارت، ايثار، جانبازي و آمادگي اشاره دارد.
------------------------------------------------------------------------
مگر پول ما سكه يزيد دارد؟
سكه يزيد
در برابر سكه امام علي(ع) قرار دارد. سكه علي(ع) از رونق و ارزش برخوردار
است و مسلمانان با جان و دل آن را ميپذيرند. ولي سكه يزيد، به سبب
ستمهاي فراوانش، نزد مؤمنان جايگاهي ندارد و از پذيرش آن سرباز ميزنند.
اين مثل به بيارزش بودن پول اشاره دارد و در برابر كسي كه حاضر نيست حتي
با گرفتن پول كاري انجام دهد و انسان را از ثمره حرفهاش بهرهمند سازد،
به كار ميرود.
------------------------------------------------------------------------
هم از گندم ري افتاد، هم از خرماي بصره
قرار
بود ابن سعد حاكم ري باشد و در حال آماده شدن براي سفر بود كه واقعه كربلا
پيش آمد. ابن زياد از او خواست، اول با حسين بن علي(ع) بجنگد و سپس به
حكومت ري بپردازد. ابن سعد از پذيرش اين خواسته خودداري كرد. ابن زياد
گفت: «اگر چنين نكند، بايد فرمان حكومت ري را پس دهد.»
ابن سعد كه نميتوانست از حكومت ري بگذرد، تن به قضا داد و به قرارگاه
حسين(ع) لشكر كشيد. وقتي به كربلا رسيد، امام حسين(ع) به او پيام داد: «در
تاريكي شب به ديدارم بيا.»
چون آمد، به وي فرمود: «راهي انتخاب كن كه به صلاح دنيا و آخرتت باشد. »
ابن سعد گفت: «ميترسم ابن زياد در كوفه خانهام را خراب كند.»
حضرت فرمود:«سرايي نيك تر از آن به تو خواهم داد.»
ابن سعد گفت: «در ولايت كوفه ملك و باغ بسيار دارم. همه را مصادره ميكنند و از من ميگيرند.»
حضرت فرمود: «به تو در حجاز مزرعههاي سر سبز ـ كه هزار بار بهتر از مزرعههاي كوفه است ـ ميبخشم.»
ابن سعد سر به زير افكند و مدتي در فكر فرو رفت. آن گاه پرسيد:«چگونه دل از حكومت بردارم؟»
حضرت از طمع كاري و مقام دوستي او تعجب كرد و فرمود: «اميدوارم از گندم ري نخوري!»
ابن سعد پاسخ داد: «اگر گندم نباشد، جو ميخورم!»
آن گاه به قرارگاه خود بازگشت و آمادة نبرد شد. پس از شهادت امام و
يارانش، به سبب حوادثي كه پياپي رخ داد، ابن سعد به مراد خود نرسيد و
نتوانست فرماندار ري شود. او و پسرش به فرمان برادر همسرش، مختار ثقفي كه
بر كوفه دست يافته يود، به قتل رسيدند. بدين ترتيب، هم از گندم ري ماند و
هم از خرماي بصره. اين مثل به طمع كاري اشاره ميكند و دربارة كساني به
كار ميرود كه سود اندك را ناديده ميگيرند و براي رسيدن به سود بيشتر
،سرمايه اصلي را هم از دست ميدهند.
ادامه مطلب